روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
293
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
آنحدود شاهد آثار اين ويرانيها و قتل و غارتها بوديم ، مخصوصا وقتى كه از شهر ( سورمارى ) ( كه در گذشته از آن سخن گفتيم * ) گذشتيم بيشتر به آن پى برديم . شهر « سيساكان » « 1 » ( كه در جنوب گنجه واقع است ) با سرزمينهاى ديگر ارمنستان همه دچار همين سرنوشت شدند . اين سرزمينها هم اينك در جزو قلمرو تيمور بود و طغتمش خان با علم به اين امر غنايم خويش را گرد آورد و با شتاب بسوى سرزمين تاتار روان شد . تيمور كه ازين امور باخبر شد با آنكه سواران او كمتر از حريف بود با نهايت شتاب بسوى او روان شد . سپس در كنار رود بزرگ ترك « 2 » كه در نزديكى سرزمين تاتار جارى است بهم رسيدند . تيمور كوشش كرد تا براى رسيدن به آنسوى رود گذرگاهى بيابد . در همهء آنحدود فقط يك گذرگاه بود . چون تيمور به ساحل رود رسيد ، ديد كه طغتمش خان هم اكنون از آب گذشته است . چون شنيده بود كه تيمور بدنبال او روان است توقف كرد تا از گذرگاه حراست كند و دست به كار محكم كردن ساحل طرف خود با تيرهاى آهنى زد . وقتى كه تيمور بكنار رودخانه رسيد ديد كه طغتمش هم اكنون گدار آب را در تصرف دارد . ناگزير از حركت ايستاد و پيامى به او فرستاد كه چرا چنين كارى كرده است و او را اطمينان داد كه او براى جنگ با طغتمش نيامده است و دوست مهربان اوست و خدا را شاهد گرفت كه هيچگاه انديشهء حملهء به او را نداشته است . طغتمش خان بسخنان او گوش نداد ازينرو كه دو رويى و چارهگرى تيمور را ميدانست . فرداى آن روز تيمور از آن محل اردو كشيد و در كنار جنوبى رودخانه روان شد و طغتمش خان نيز در كنار شمال رودخانه در برابر تيمور روان شد و با او همگام گشت . بدينگونه هر دو لشكر در برابر هم بسوى بالاى رودخانه به راه افتادند و چون شب فرا رسيد هر دو سپاه در برابر هم اردو زدند . اين كار مدت سه روز ادامه يافت و تكرار شد ، و هيچيك از سپاهيان نتوانست به ديگرى دست يابد .
--> ( 1 ) - Sisakan ( 2 ) - Terek